خرید بک لینک
آتشی؛ در سینه دارم، جاودانی / عمرِ من؛ مرگی است، نامش زندگانیرحمتی کن؛ کز غمت، جان می سپارم / بیش از اینم؛ طاقتِ هجران ندارمکی نهی بر سرم پای؛ ای پری از وفاداری / شد تمام اشکِ من؛ بس در غمت کرده ام زارینوگلی زیبا بود؛ حسن وُ جوانی / عطر آن گل؛ رحمت است وُ مهربانینا پسندیده بود؛ دل شکستن / رشته ی الفت وُ یاری، گسستنکِی کنی ای پری؛ ترکِ ستمگری؟! / می فکنی نظری؛ آخر به چشمِ ژاله بارمگر چه نازِ دلبران؛ دل تازه دارد / ناز هم بر دلِ من؛ اندازه داردهیچ اگر ترحمی نمی کنی؛ بر حالِ زارم / جز دمی که بگذرد؛ که بگذرد از چاره، کارمدانمت که بر سرم گذر کنی؛ به رحمت اما / آن زمان که بر کشد؛ گیاهِ غم سر از مزارم ♥ دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 8:32 بـ ه قـلمـ

برچسب: نویسنده: هلیا شریفی تاريخ: شنبه 26 شهريور 1401 ساعت: 15:45

صفحه بندی